جریانی به نام بیتلز

اواخر دهه 50 قرن بیستم میلادی بود که گروه موسیقی ای به نام بیتلز شکل گرفت . آنقدر بر دنیای موسیقی و فرهنگ عامه تاثیر گزاشت که بسیار آنان را از تاثیر گزار ترین اشخاص در نیمه دوم قرن بیستم تلقی می کنند . آن ها متشکل بودند از 4 جوان اهل لیورپول که موسیقی کار می کنند . جان لنون , پل مک کارتنی , جرج هریسون و رینگو استار . ورود جان به دنیای هنر و موسیقی بیشتر به خاطر ذهنیتش بود . او که مشکلات خانوادگی تلخ بسیاری را طی کرده بود به گفته خودش هنر و موسیقی را بهترین راه برای التیام به دل شکسته اش می دانست . پاول هم درست مثل جان بود . مادرش را از دست داده بود و روزهای سختی را سپری می کرد . جرج هم زندگی آسانی نداشت و سر آخر رینگو هم مانند آن ها زندگی راحتی را طی نمی کرد . همه آن ها از طبقه متوسط و کارگر جامعه خود بودند و جان لنون نیز خود را قهرمان طبقه کارگر می دانست . بعد از آنکه بیتلز تکمیل شد آثاری از آن ها شکل گرفت که ناخودآگاه حرکتی به دنیا داد . آن ها با آنکه تحت تاثیر باب دیلن و الویس پریسلی و چاک بری بودند اما سبک مختص به خودشان را ابداع و دنبال کردند . آن قدر موسیقیشان زیبا و با احساس بود که مردم دنیا که جنگ جهانی را پشت سر گزاشته بودند و نیازمند حال خوب بودند را به خود جذب کرد . مضامینی مانند شکست عشقی و به دنبال معشوقه رفتن و احساسات جوانی اصلی ترین موضوع آن ها در اوایل کارشان بودند . آن قدر تاثیر گزار شده بودند که هیچ کس نمی توان آن ها را مورد نادیده انگاری قرار دهد . اما با مرگ مدیر برنامه هایشان دیگر همه چیز مانند قبل نبود و کم کم گروه از هم فروپاشید . تمامی اعضای گروه بر این مسئله اتفاق نظر داشتند که باید عشق و صلح را مبنای خود قرار دهند . بعد از فروپاشی اما دیگر هر کس راه خود را رفته بود . تمامی بیتل ها در کارشان موفق بودند و دیگر حتی انفرادی هم بدون هیچ شکی تضمین شده بود . جریان موسیقی بیتلز آن قدر تاثیر زیادی بر فرهنگ عامه گزاشته بود که به گفته بسیاری مدل موی بسیاری در عصر خودشان از آن ها ایده برداری شده بود !

اما بیتلز چه چیزی را داشت و دارد و خواهد داشت که آن قدر موفق شدند ؟! آن ها بازیگوش در عین حال متفکر بودند . چیزی که هر موسیقی دان و یا هنرمند را در کار خود موفق و سرآمد خواهد کرد . آن ها امید دادند . شوخی کردند . خنداندند . از غم ها گفتند و در آخر عشق و صلح را تبلیغ کردند . دیگر چه چیزی را می توان مثال زد که آن ها کم داشتند ؟! آن ها آن قدر در هدفشان ثابت قدم بودند که هرگز دست نکشیدند و انجامش دادند ! اگر می خواهید تاثیر بیتلز را درک کنید این را مطمئن باشید که موسیقیدان مورد علاقه شما یا تحت تاثیر بیتلز بوده است یا تحت تاثیر اشخاصی که تحت تاثیر بیتلز بوده اند ! آن ها آن قدر جریانشان را محکم ایجاد کردند که شاید کم تر هنرمندی بتواند خود را به آن ها نزدیک کند … حتی بعد از قرن ها هنوز هم آن ها از تاثیر گزار ترین هنرمندان و همچنین جان لنون از فیلسوفان است … نمی توان نادیده انگاشت اشخاصی مانند بیتلز را … آن ها شاید هرگز نمی خواستند بهترین باشند بلکه هدفشان پراکندن بهترین چیز یعنی عشق و صلح بوده است . به همین خاطر است که گفته می شود که برترین هنرمندان فلسفه را مدنظر خود قرار می دهند همیشه و همه جا … فلسفه جاودان است و اثری که با فلسفه ترکیب شده باشد مطمئنا جاودان است !

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.قسمتهای مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

فیسبوکتویتراینستاگرام