دکارت و تقویت اندیشه بشری

همان طور که قبلا هم گفته بودم تمدن بشری دارای نخبه هایی بوده است که باعث ارتقا فلسفه و اندیشه شده اند . رنه دکارت یکی از این نخبه هاست که فلسفه نوین وام دار اوست . او با تبیین اساس و اصول فلسفه برای قشر عامه مردم توانست که عقل عملی را نیز به قلمرو فلسفه بیش از پیش اضافه کند . دکارت تا سال های سال به مطالعه پرداخت و در کتاب تاملاتی در باب فلسفه اولی چنان ارتقایی در تفکر بشری را تبیین کرد که در خیلی جاها می توان او را تاثیرگزار ترین فیلسوف و اندیشمند عصر پسا قرون وسطی دانست . دنیای موجودات عالم دارای قوانین و اصولی است که دکارت توانست با تاملات در آن موتور محرکه اندیشه را در تاثیر پذیرانش روشن کند . من به شخصه این را بدین سبب می دانم که دکارت لازمه اندیشه ارتقا یافته شناختی از فلسفه اولیات می دانست . با شناخت طبیعت تا حد زیادی انسان می تواند از بیولوژیک وجودیش مطلع شود . با شناخت طبیعت آب و همچنین هوا می توان بسیار خود به شناخت طبیعت انسان رسید . لازمه شناخت انسان شناخت اول از همه شناخت از اولیات است و تاملات در آن باعث می شود که به سمتی گرایش پیدا کرد که خودشناسی نیز در آن سمت است . در بسیاری از مواقع فیلسوفان پسا رنسانس طبیعت و تجربه را لازمه شناخت مفاهیم و معنویات دانستند و بدین نتیجه رسیدند که بدون شناخت طبیعت و بدون تجربه کردن شاید تا حد زیادی با اندیشه بشری آشنا نشد و هگل نیز به همین دلیل همیشه و همه جا ایمانوئل کانت را مورد شماتت قرار می داد که بدون تجربه در دنیای طبیعتی چطور می خواهد با مفاهیم و معانی آشنا شود . البته دو زاویه دید عقل گرا و تجربه گرا نیز بسیار شایع تر از زاویه دید های دیگر است . البته من بدین باور دارم که هم تجربه و هم عقل لازمه همدیگر هستند تا شناخت از وجودیت پیدا شود . شاید اگر اندیشه ها و نگرش های دکارت نبود با فیلسوفانی مانند کانت و هگل روبرو نمی شدیم و شاید اندیشه تاریک قرون وسطی در اروپا در فیلسوفان پس از آن دوره نیز دیده می شود . اما چیزی که مشخص است دکارت اندیشه بشری را تقویت کرده و ارتقا داده است و این یکی از بزرگترین کارهایی هست که یک فیلسوف می تواند انجامش دهد .

 خواندن كتابهای خوب،مكالمه با انسانهای شرافتمند گذشته است

رنه دکارت

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.قسمتهای مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

فیسبوکتویتراینستاگرام